تبليغاتX
اعتراض نامه یک محصل
 
وحشتی دارم ز روز جزا که چه خواهند کرد مرا
   
  برای خاطرها مینویسم : یک قلم جنس را که دیروز ۳۵۰ تومان بابت او میدادم امروز ۷۰۰ تومان دادم! خدا فردا را بخیر کند...!

 

 

برای خاطرها هم مینویسم در سال ۸۶-۸۷ در زمستانش گاز نداشتیم و در بهار برق.درتابستان نیز آب نداریم! خدا پاییز را بخیر کند...

 
 
 |    نوشته شده توسط افشین
 
   
  خیلی سخته خودتو نشناسی....

ندونی کی هستی...
از کجا اومدی! اصلا واسه چی اومدی....

 

یادش بخیر یه روزی روزگاری یه کسی بود میگفت منو بهتر از همه میشناسه.
                                                  حتی بهتر از خودم!
چه روزهای که میرفتیم بالا پشتبون خونمون و با هم ساعت ها حرف میزدیم...
بهم میگفت دوست دارم و من هم میگفتم منم دارم...
همیشه باهام دعوا میکرد که حتما من باید بهت بگم دوست دارم که تو هم بگی و هیچ وقت تو اول نمیگی....
منم واسه اینکه حرصشو در بیارم هیچ وقت بهش نمیگفتم...
  بعد 6 سال یادت اوفتادم ...
ستاره الان بهت میگم دوست دارم...
آخرین بار یادته وقتی داشتی واسه درمان غده تو سرت میرفتی شیراز چه جوری نگات میکردم...
اون وقت با خودم بارها گفتم دوست دارم...

بعد از اون روز تا 1ماه خبری ازت نشد و ما از اونجا رفتیم....

ولی من فراموشت نکردم و با اینکه به یه محله دیگه رفته بودیم بعد 2 ماه اومدم از یکی از همسایه ها که با بابات در ارتباط بود پرسیدم کجایید که نیومدید...

اون گفت که بابات اومده و این خونه رو فروخته و تو شیراز یه خونه اجاره کرده چون درمان تو بلند مدت طول میکشیده...

یادته اون روزایی که تازه مریض شده بودی .وقتی به من گفتی من خندیدم و گفتم چیزی نیست و تو گفتی برات مهم نیستم...

اون روز برای روحیه دادن به تو اینکارو کردم چون از قبل از مادرت که به مادرم گفته بود شنیده بودم...

من اون شب تا صبح بیدار موندم و ستاره تو آسمونمو بخشیدم به تو که ستاره روی زمین من بودی...

 

من هنوز هم برات دعا میکنم...

یادته اون آخریها که با هم بودیم برات آب میوه میگرفتم...
دلیلش این بود که مادرت میگفت ضعیف شدی و هیچی خونه نمیخوری ولی من میدونستم دسته منو رد نمیکنی...

یادش بخیر اون روزایی که چون من 12 سالم بود و تو چند ماهی از من بزرگتر بودی منو مسخره میکردی...
     الان من 18 سالم شده و خیلی ها امدن که باهام دوست شدن ولی همشون وقتی دیدن از من مایه ای بهشون نمی رسه رفتن...

آخریش کسی به اسم پریسا بود که فقط به خاطر یه هوس با من دوست شده بود و وقتی به هوسش رسید...

        از یه طرف اشک تو چشام حلقه زده و از یه طرف یادت خاطرات میوفتمو خندم میگیره...

 

 
 
 |    نوشته شده توسط افشین
 
   
 

 

مرگ چیست؟
  تا حالا شده به مردن فکر کنی؟
        من که خیلی بهش فکر کردم...
به اینکه بعد مردن چی میشه...
یه حرف سقراط هست که درباره ترس از مرگ میگه :
      من درباره جهان دیگر هیچ نمیدانم بنابراین خود را نمی فریبم که میدانم پس از مرگ نیز نمی ترسم...

نمی دونم شما هم تا حالا فکر کردید که مثلا بعد مرگ خانواده چی کار میکنن؟ شاید به خاطره همین موضوع که خانواده شما بعد مرگ عذاب میکشند از مرگ فراری باشید.
من هم تا همین چند وقت پیش همین فکر رو میکردم ولی الان با خودم میگم چقدر ابله بودم...

دوستانی که این فکر رو میکنید مگه ما نمیگیم این دنیا فانی و دنیایه آزمایشه....
پس چه معنی داره که چیزی از این دنیا (پدر یا مادر و...) ما رو از راه یافتن به اون دنیا بگیره...

به قول سقراط : شاید مرگ برای انسان نعمت بزرگی باشد و ما از آن بی خبر باشیم.

 البته این حرفای من بوی خود کشی نمیده اشتباه نکنید!
       فقط میگه که در مقابل ظلم به ایست و نا امید نباش.

دوستان کاری کنیم که در آن دنیا شرمنده نباشیم...

 

 
 
 |    نوشته شده توسط افشین
 
   
 

 

 خودم را رها خواهم کرد از هرچه هست...


                                   هرچه خواهد بود...


        از هیچ چیز نخواهم ترسید...


 زیرا او مرا نگاه میکند...


"او مرا دوست دارد" این کلمه ایست که برای دادن امید به خودم استفاده میکنم...


                                           خدایا بارها بودنت را حس کرده ام اما برای من کافی نیست...


                                                                                        وجودم را از وجودت سرشار کن...


                     از هم اکنون دیگر فقط به روزی که تو را ببینم فکر میکنم...

 

از هم اکنون خودم را رها خواهم کرد در دریای تو...

 
 
 |    نوشته شده توسط افشین
 
   
 

 

دختر شهر تویی و سهراب هم هست پدرت
مولوی هم پدر بزرگ.پروین هم هست مادرت

کاشکی بشه ببینمت حتی یه بار
شعرامو برات بخونم روزی سه بار

همه میگن حیدر زاده هست زاده شهری غریب
شهری غریب که آوردش شخصی عجیب

کی میگه نیستی عجیب. جادوگری با 100 دلیل
شعرای تو جادوگری رو زایه کرد

دست شعبده باز رو و واسش راه چاره کرد
شعرای تو عاشقی رو همه جا شایع کرد

عادلانه > شاخصانه >شئونات شاعرانه
میگن شعرات هست الهاماته عارفانه

این شعرای پر از معنیت  کاره خدای بالا سره
دستت برام رو شده دیگه آره آتیش پاره

صمیمانه بگو چطور کردی خدا رو تو قانعه
تا که بده بهت  قرص اینا رو بی هیچ بهره و افاده

خرابتم >غلامتم > خاکه زیر پای جمالتم
کوچه بازاری هم گفتم چطور دیونه شعرای قایق سوارتم

کاری نداری من برم بمونم منتظر جواب این نامه
تا تو هم برام یه خطی شعر بگی حتی با کلی افاده

نترس نترس به قافیه نیستم رازی
فقط اندازه یه خط بگو بعدش بکن خدا حافظی

 
 
 |    نوشته شده توسط افشین
 
   
  این نامه سری که تو ریف خیلی محرمانه قرار گرفته الان دست منه ولی یه چیز رو بدونید که خیلی محرمانه یعنی بالاترین درجه سری بودن..

نکته جالب اینجاست که این الان دسته من چی کار میکنه که به شما دادم؟

این نامه در مورد گروهک پروفسور میرزایی...

 
 
 |    نوشته شده توسط افشین
 
   
  خوب امروز می خوام از سیاستی که دولت ایران بر روی مردمش اجرا میکنه صحبت کنم تا شما نظر منو بدونید و نظر خودتونو هم بگید:

ایران به سه روش "کلی" اداره میشه که اول نام میبرم بعد توضیح هر کدوم رو مختصر میدم :

1- توهم سازی (ایجاد یه گول در ذهن مردم>روش مورد علاقه آقای احمدی نزاد که مورد تایید مصباح هم هست)
2-دخالت در تمام امور(این روش در کشور های کمونیست اجرا میشد و میشه مثل :شوروی سابق / کره شمالی و چین)
3- بگیر ازشون و کم کمک پس بده (روش میل > فیلسوف قرن 15)

 

 


توضیح مختصر هر کدوم به مختصر :

1- تو روش توهم سازی یک گول تو ذهن مردم میسازنند که معمولا خارج از اون کشور هستند و تمام مشکلات و معضلات کشور رو گردن اون میندازن و سعی میکنند بگن ما هرچی بدبختی داریم از اونه.
تو ایران 30 سال آمریکا این گول بی شاخ و دم بوده که از زمان آقای خمینی سر زبون همه اوفتاد و همه سیاسی ها هم از اون استفاده کردن و بعضی وقتها هم بعضی هاشون برای تنوع هم که شده گاهی اوقات انگلیس و اسرائیل رو هم مدت کوتاهی نام میبردن و میزاشتن کنار چون امریکا بیشتر به دردشون میخورد.
البته آقای احمدی نزاد نه تنها در خارج از کشور بلکه در داخل کشور هم این گول رو ساخته. شما حتما بارها شنیدید از زبان پرزیدنت ایران این کلمه رو: مفسدان اقتصادی. که البته چون این آقا سرزمین رو قاطی پاطی کرده دیده فقط آمریکا نمیتونه این همه بار رو بکشه چند نفر از داخل رو فرستاده سراغشون کمک. اینجاست که این بیت شاعر رو تقدیم میکنم به محمود احمدی نزاد:

               تو میگی : هر چی بد بختی داریم از امیریکاست      من میگم:پس استقلالت که دم میزدی چی شد قصه ساز
نمونه ای از این توهم سازی :
مجری:آقا محمود( احمدی نزاد) نرخ تورم در ایران یشتر از 20% شده
محمود( احمدی نزاد): از اونجایی که دلار امریکا ارزون شده و همچنین اقدامات این کشور در افزایش نرخ تورم جهانی تاثیر داشته ما هم نرخ تورم تو کشورمون افزایش داشته.

2- تو روش دخالت تو تمام امور همون طور که از اسمش معلومه تو همه امور افراد جامعه دخالت میشه. تو کشورهای اورپایی اعتقاد به اینه که مردم جامعه رو باید رها کرد و مثل ابی که رو زمین ریخت میشه خودش مسیرشو پیدا میکنه که شما نتیجه این اعتقاد رو میبینید.
نمونه : گشت ارشاد که در ظاهر هم دخالت میکنه

3- این آقای میل که خدا بگم چی کارش کنه یه نظریه برای اداره کشور داره که این رئیس جمهور ما بارها اجراش کرده که تو این روش چیزهایی که حق مردمه ازشون به راحتی گرفته میشه و بعد از مدتی پس داده میشه( نه همش >مقداری) که شاید در ابتدا مردم ناراحت شن ولی چون مرحله ایی که مردم از حکومت دلسرد میشن یک مرحله است(یه دفعه ازشون اون ظرفیت رو میگیری) و اون جاهایی که بهشون کم کم بر میگردونی در چندین مرحله است توجیه اقتصادی داره واسه آقا.
نمونه : برای نمونه میشه از جندین مورد یک مورد که سهمیه بندی بنزینه در نظر گرفت. تو سهمیه بندی مردم حقی که داشتن ازشون گرفته شد ولی مدتی بعد وقتی برای شروع فصل مدارس یا برای تعطیلات عید  بنزین اضافی دادن به حدی ذوق کردن مردم که اصلا یادشون رفت که بابا ما یه زمانی هرچی دلمون میخواست بنزین میزدیم....

خوب اینم فقط 3 نمونه بود از این سایست فلان فلان شده...
من هر چی میگم این سیاست پدر مادر نداره بگو دورغ میگی...

 
 
 |    نوشته شده توسط افشین
 
   
  طمع لبهایت هنوز به یادم هست...
طعمی که چشیدمو تو رفتی...
آن روز از روی هوس گفتی مرا ببوس...
و من بوسیدمو با یک دست پایت را نوازش کردمو و با دست دیگر دستت را گرفتم...
و این آخرین دیدار بود...
زیرا تو ارضا شده بودی و نتیجه 6 ماه دوستی با من را گرفتی...
کاش هرگز نمی بوسیدمت تا شاید در هوس اینکه روزی ببوسمت با من میماندی پریسای هوس باز...

 
 
 |    نوشته شده توسط افشین
 
   
  ماکه از مردی مردیم و چیزی ندیدم                   از تو کتاب اسم رستم و فقط شنیدیم

که اگراونم بود امروز حتما کراکی بود                  رستم امروز از جنس بد شاکی بود

رستم اگر بود واسش جرم میساختن                تو گردنش آفتابه لگن مینداختن

شاید میرفت جنگ و بر میگشت احترام داشت    سرتیپ سپاه میشد تو دبی سهام داشت

رستم میتونست حتی به قولی گنجی شه        یه کم کانت و پوپر بخونه فرنگی شه

میشد اسلام رو سکولاریستی تعبیر کنه           میشد قرآن رو تو هرمنوتیک تفسیر کنه

میشد فیلم بسازه تو کن تقدیر بشه                میشد جک بگه معترض تعبیر بشه

شاید میرفت اروپا الان دو تا پاس داشت            اونجا تاکسی میروند اینجا الگانس داشت

تو هر عید میرفت تو کنسرتا میرقصید                دیگه حرف سیاسی نمیزد ، می‌ترسید

رستم اگه بود می‌گفت جدم عرب بود               خزر مال روسها، خلیج، خلیج عرب بود

رستم اگه امروز بود رستم رو از یاد می‌برد      شاهنومه بیست سی سال تو طاقچه خونه خاک می‌خورد

 
 
 |    نوشته شده توسط افشین
 
   
  سلام
گفتم یه پست هم بدم بد نیست بد از ماه ها. دیگه فصل تابستونه و محصل بودن معنی نداره و ول گردی معنی تمام پیدا میکنه.بعد امتحانات خرداد تازه الان وقت کردم بیام و براتون بنویسم.
بعد امتحانات چند روزی رو گوشیمو خاموش کردم تا بروبکس زنگ نزنن و آرامش داشته باشم و تا 3 تیر خاموش بود (7 روز) پس اتفاق جالبی برام نیوفتاد که بگم.
بعد از 3 تیر رفتم کارنامه رو گرفتم و روم به دیوار 3 تا کاشته بودم (ریاضی/زبان فارسی/عربی) که البته عربی 2 رو هم از پارسال داشتم که میشه 4 تا که همه رو اعتراض زدم تا شاید یه فرجی بشه. ولی خدایی زیاد ناراضی نیستم فکر میکردم بیشتر بیارم.فوقش اینه شهریور هم میزاریم درش تا قبول شیم و واسه سوم دبیرستان خلاصه خوب نباشه بدم نیست.
بعد از اون 3 روز با برو بکس تو پارکهای بزرگ سطح شهر تهران افتادیم داف بازی(بیشتر پارک پلیس) و روز 4 چند تا از بچه ها رو دیدم و چون زمان زیادی بود ندیده بودمشون رو بوسی کردم و فکر کنم یکیشون آبله مرغون داشت که منم ازش گرفتم و چون صورتم بد جوری شده بود یه هفته خونه نشینی کردم تا مفهوم کلمه "دق" برام آشکار بشه.
الانم دیروز و امروز بهتر شدم ولی رو صورتم هنوز لکه هاش مونده که با کرمهای سفید کننده از بین بردمش.
 خوب واسه امروز بسته که زیادی شد بعدا هم میام.
 
 
 |    نوشته شده توسط افشین
 
   
 

 
 
 |    نوشته شده توسط افشین
 
 

pctfx3.1

Lonely Girl Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و توسعه وب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي كاتالوگ

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور