|
شاکیم ازت خدا...
زندگیمو کردی سکانس طنز داری بهم میخندی نه ...
یه دفعه بلیت فروشی هم کن دیگه. نمیدنم تا حالا برات شده کلی حرف داشته باشی واسه گفتن ولی وقتی موقعه گفتنش میشه ندونی از کجا شروع کنی یا نه...

الان من اینجوریم... خدا موندم سره دو راهی... دارم دیونه میشم... اره دیگه نمیکشم. ما رو این قد بازی نده دیگه... خودت که میدونی چقدر جنبه دادی بهمون... نمیدونم اون موقعه که داشتی شانس میدادی من کجا بودم...
یادم بچه که بودم وقتی میخواستم فش بدم میرفتم زیره لحاف تختم فش میدادم تو نشنوی و نبینی...
الان برم زیره لحاف ما رو ول میکنی؟ برداشته بد نکنا خدا.. از ول کردن منظورم اینه بازیمون نده وگرنه به کل ولمون که کنی کارمون با ...
خدا بهم میگی گناهکارم ولی خدا گناه دارما این قدر اذییتمون نکن... اخه من چیکار کنم تقصیر خودم نیست که این همه گناه پام نوشتی...
والا اون موقعه که به دنیا اومدم به جا اذان که تو گوشم بخونن آهنگه گوگوش گذاشتن واسمون...
7 سالمون شد به جا نماز بهمون پاسور یاد دادن....
15 سالمون شد به جا اینکه بگن روزه بگیر دیدیم بابامون سره سفره داره مشروب میخوره به ما هم میگه اگه میخوایی بخوری بخور...
شانس نداریم که...
مینداختی ما رو تو یکی از این خونواده حزب اله ییها میشدم بنده مخلصت... خدا اصلا اول از تو شاکیم بعد از بابام
هر چی میکشم از اونه...
نه به جبهه رفتنش نه به این کاراش... به قول خودش رفته از خاکه کوروش کبیر...
خدا راستی از مامانم شاکی نیستما. بیچاره گناه داره. هرچی میخوام دو سوت ردیفه. حداقل ردیفم نکنه دلش میخواد ردیف کنه...
ولی خودمونیما این زکریا رازی چه چیزی کشف کرد...
خدا راستی از این یارو زکریا هم شاکیم...
دو تا میزدی تو سرش iq یوش یه زره پایین بیاد الکل رو کشف نمیکرد ما هر روز مست نباشیم...
البته ما رو مست خدایی افریدی... ولش کن از زکریا شاکی نیستم. بیجاره مرده الان تنش تو گور داره میلرزه از ترس...
خدا شرمندها نیایشم یه کم تنده .ولی عکس العمل تو هم یه کم کنده دیگه خدایی.
نکنه خسته شدی دیگه؟ چند میلیون ساله داری میچرخونی این زمینو؟ حق داری به مولا
هر وقت خسته شدی این قیامتو راه بنداز یه تنوعی بشه... ولی خدا چی میشود فرمون این دنیا رو میدادی به من چند ساعت... نخندی ها.ولی کاری میکردم شاید تو کویرم برف اومد...
ای بابا حالا خوبه گفتم نخندی خدا
بیخیال زیاد سرتو درد نمیارم.
ولی اگه زحمتی نیست این باباه که نمیده یه چند میلیونی بفرست برام کار دارم... خدا قول میدم برگردونم خوب... بفرستی ها خدا قول دادی...
نترس تو راه خودت خرج میکنم سودشو...
شاید سودو دادم مردم مظلومه فلسطین...
به قول یه بنده خدا : ...
از امشب هر شب مهمونی دارم با غم ها... وقت کردی یه سر بزن ببین چه حالی دارم من تو این مهمونی...
خدا حافظ نمیگم چون میدونم مراقبه خودت هستی خدا.
نمیشه هم گفت به خدا میسپارمت.اخه نمیشه کسی رو به خودتش سپرد که... بیخیال...
به قوله طِِییب: ما رفتیم...
|